تئوری محدودیت چیست؟

چكيده 

در اواخر دهه 80 گلدرات فيزيكدان يهودي، روشي برپايه اهداف و رويه هاي كار كارخانجات ارائه داد كه فلسفه حاكم بر آن با نام تئوري محدوديتها  THEORY OF CONSTRAINTS=TOC  و راهكارهاي اجرايي آن به نام فناوري توليد بهينه، شهرت يافت .

 

.

تئوري محدوديتها مبتني بر بهبود مستمر بوده و تمركز اصلي آن بر شناسايي محدوديتها و گلوگاههاي توليدي Bottlenecks به منظور افزايش مستمردستيافت كل كارخانجات است،اجراي موفق تئوري محدوديتهامستلزم اجراي الگوريتمـي با 5 گام اساسي و توجه به قواعد خاصي است.تئوري محدوديتها رامي توان نگرشسيستماتيك نوين در فرايند تفكر ناميد.
فرايند تفكر تئوري محدوديتها به عنوان ابزاري براي حل مسئله، تشخيص و از بين بردن محدوديتها، ذهنيت
ها و راههاي سنتي موجود مورداستفاده مديران قرار مي گيرد.
ابزاري كه »گلدرات« براي اجراي تئوري محدوديتها ايجاد كرد مشتمل بر
  درخت منطقي وقوانين حاكم بر آن است.


مقدمه

   یکی از وظایف مدیران واحدهای تجاری به ویژه واحدهای تولیدی،استفاده بهینه از منابع در دسترس برای بیشتر کردن سودآوری واحد تجاری است . مدیران همیشه برای رسیدن به این هدف با مشکلات و محدودیتهایی از قبیل محدودیت منابع تولیدی،محدودیت های بازار مانند تقاضا ، رقابت و نیاز مشتریان و...روبرو بوده اند .زمانی می توان مدیری را موفق نامید ، که بتواند با وجود این محدودیت ها ، بیشترین استفاده از منابع را داشته باشد و سودآوری واحد تجاری را افزایش دهد .

   مدیران برای دست یابی به این هدف ، باید اطلاعات دقیق و به موقع در مورد محدودیت های موجود در سیستم ، بهای تمام شده هر محصول و راهکارهای در دسترس برای استفاده بهینه از این محدودیت ها را داشته باشند . حسابداری مدیریت به عنوان یک سیستم باید بتواند این اطلاعات را برای مدیران فراهم کند . سیستم حسابداری مدیریت سنتی و تحولات بوجودآمده در آن مانند هزینه یابی بر مبنای فعالیت و همچنین راهکارهای تئوری محدودیت توانسته است اطلاعات مزبور را به خوبی تامین کند .

   نقطه آغازین شکل گیری تئوری محدودیت یک درخواست ساده در سال 1970 بود . در این سال همسایه دکتر الیاهوم گلدرات که صاحب کارخانه تولیدکننده قفس جوجه بود ، از گلدرات به  عنوان یک  فیزیکدان  اسرائیلی درخواست کرد تا وی را در افزایش تولید کمک کند .

   گلدرات (1980) از طریق ارائه برنامه ای برای تولید در دوره ای کوتاه مدت بازده کارخانه را سه برابر کرد . پس از آن،در اوایل دهه 1980 گلدرات راه حل خود را با نام "برنامه بهینه کردن فناوری تولید "از طریق ارائه مقاله ای در یک کنفرانس بین المللی در آمریکا معرفی کرد.برنامه مزبور ابتدا توسط فری یت و همکاران (1992) درمحافل دانشگاهی به شرح زیر مورد بحث قرار گرفت :

طراحی و ساخت شبکه تولید .

تقسیم شبکه تولید به دو قسمت گلوگاهی و غیرگلوگاهی .

 تهیه برنامه ای برای قسمت های غیرگلوگاهی .

استفاده بیشتر از قسمت های گلوگاهی (بهینه کردن فناوری ) .

برنامه بهینه کردن فناوری تولید به سرعت توسط تعدادی از شرکتهای سهامی بزرگ مورد پذیرش قرار گرفت به  طوری که برنامه مذبور با قیمت پایه دو میلیون دلار نیز فروخته شد  .  در نتیجه استفاده از برنامه بهینه کردن فناوری تولید موفقیت های زیادی گزارش شد . اما همراه با این موفقیتها  ، شکستهایی نیز وجود داشت (واتسون 2006) .

   مراحل اولیه گسترش فلسفه مدیریت تئوری محدودیت ، از طریق بهینه کردن برنامه زمانی تولید محصولات آغاز شد (گلدرت و ککس ، 1984) . تئوری محدودیت به واسطه ساده بودنش هنوز یک راهکار مفید و سودمند است،به طوری که نحوه کاربرد تکنیک های آن در محافل دانشگاهی در سطح وسیعی مورد بحث قرارگرفته است.

   مدیریت پروژه ها (گلدرات 1997 ، لچ 1999، آمبل 2000 ، استین 2001 ، کن وهمکاران 2004 ) ، مدیریت خرده فروشی ( گاردنیر 1993 ، گلدرات 1994 ) ، بهبود فرآیندها ( رنن و همکاران 1991 ، تواتر و چاکراورتی 1995 ، گاتیکر و بوید 1999 ) و محیط های مختلف تولیدی ( جاکوبس 1983 ، کوزیول 1988 ، لامبرست و سگارت 1990 ، رابن ونگل 1991 ) نمونه هایی از تحقیقات انجام شده است .


تئوري محدوديتها را مي توان نگرش سيستماتيك نوين در فرايند تفكر ناميد. تئوري محدوديتها از الگوريتمي با 5 گام اساسي استفاده مي كند، تئوري محدوديتها و مديريت محدوديتها قصد دارد كه شانس ايجاد يك تغيير نتيجه بخش وموثر را افزايش دهد.تئوري محدوديتها معتقد است كه هر سيستم لااقل داراي يك محدوديت است و وجود محدوديت ها نشان دهنده پتانسيل براي رشد و انجام تغييرات نتيجه بخش است . برخلاف روشهاي سنتي كه  بر شاخص هزينه عملياتي تمركز دارند و يا روش توليد به موقع كه توجه خاص بر كاهش موجوديها مي كند تمركز اصلي  تئوري  محدوديتها  بر  افزايش  بهره وري  از طريق مديريت محدوديتها و افزايش خروجيهاي  توليدي  يا دستيافت سازمان است. در اينجا سعي بر آن است تا ضمن بيان تاريخچه اي از تئوري محدوديتها، اصول مفاهيم و تعاريف اوليه آن را بيان كرده و سپس به معرفي و طرح فرايند تئوري محدوديتها و پنج ابزار آن مي پردازيم.


گلدرات در سال 1981 مقاله اي تحت عنوان كارخانه نامتوازن منتشر كرد ،‌ و در مقاله ديگري حسابداري  قيمت تمام شده را دشمن شماره يك بهره وري ناميد و نگرش جديد به بهره وري كارخانه را مطرح كرد.
نرم افزاری براي ارائه برنامه زمانبندي براساس تئوري محدوديتها ارائه شده بود ولي چون جزئيات و فلسفه مورد استفاده در آن بيان نشده بود ، ‌ابهامات فراواني درمورد اين برنامه زمانبندي وجود داشت . او در یکی از کتاب های خود با  عنوان" مسابقه " به بررسي جزئيات بيشتري از تئوري محدوديتها پرداخت . وي در كتابها و مقالات بعدي خود تاكيد خاصي بر تشخيص و مديريت محدوديتها ، خط مشي و سياستگذاري  نسبت به  محدوديتهاي فيزيكي مي كند.

تاریخچه تئوری محدودیت ها در یک نگاه

عرضه نرم افزار OPT (جداول زمانبندي توليد بهينه) درايالات متحده در سال 1979 توسط گلدرات

در سال 1980 با توسعة يك بخش جديد براي نرم افزار OPT ، تحت عنوان HALT ، نرم افزار براي محيط هاي كارگاهي تطبيق داده شد .

تغيير نام نرم افزار OPT به تكنولوژي توليد بهينه در سال 1982

نقاط ضعف OPT :

  1. نرم افزار براحتي قابل استفاده توسط كاربر نمي باشد .
  2. نرم افزار نيازمند بازخورد بسيار دقيق و مستمر از خط توليد مي باشد .
  3. نرم افزار بسيار پيچيده است .
  4. هزينه نگهداري آن بسيار بالا ست .
  5. نتايج زمانبندي براي استفاده كننده ملموس و آشنا نمي باشد .

نقاط قوت :

  1. نرم افزار قادر به تشخيص بحراني بودن گلوگاه مي باشد .
  2. OPT يك وسيلة آموزش خوب براي پرسنل مي باشد .
  3. در حجم موجودي هاي نيمه ساخته و زمان سيكل كاهش ايجاد مي كند .
  4. توانايي هاي شبيه سازي و مدلسازي نرم افزار بسيار خوب مي باشد .

 

 سال 1986 گلدرات و كوكس ، مفاهيم مورداستفاده در نرم افزار OPT را در كتابي بنام « هدف : فرايند بهبود مستمر » به رشته تحرير در آوردندبلافاصله بعد از آن كتاب « مسابقه» را تحرير نمودند  قبل از سال 1988 تمام صحبت ها فقط بر سر  OPT  بود است و نامي از TOC در ميان نيست .در ابتداي اكتبر 1987 ، مجموعه اي تحت عنوان مجله  تئوري محدوديت ها منتشر شد كه حاوي مفاهيمي بود كه تدريجاً TOC را شكل دادند . درسال1990 ، گلدرات كتاب ديگري بنام « تئوري محدوديت ها» منتشر نمود كه مجموعه افكار مطرح شده در مجله ها را در يك جا گردآوري نموده است .در سال 1993 نخستين مقالة گلدرات درخصوص فرايند تفكر و حل مسأله به چاپ رسيد


مفاهيم و اصول تئوري محدوديتها
تئوري محدوديتها معتقد است كه هر سيستم لااقل داراي يك محدوديت است و وجود محدوديتها نشان دهنده پتانسيل براي رشد و انجام تغييرات نتيجه بخش است. محدوديتها در اين تئوري داراي نقش اساسي هستند. محدوديت عبارت است از هر عاملي كه كارايي سيستم را در ارتباط با هدف يا مقصود از پيش تعيين شده محدود مي كند ، در سازمانها و كارخانجات محدوديت را با نام آشناي گلوگاه مي شناسند، منبع گلوگاهي منبعي است كه ظرفيتش كمتر يا مساوي تقاضاي مورد انتظار براي آن است ، اما گلوگاههاي توليدي تنها محدوديتهاي سازمان نيستند.

  تعریف محدودیت

هر عاملی که بازده سیستم را در ارتباط با هدف یا مقصود از پیشتعیین شده کاهش دهد  را گویند.

   هدف عبارت است از نتيجه يا حاصل كلي كه همه تلاشها درجهت آن است

 و

شرط لازم، وضعيتي است كه حصول نتيجه اي را تضمين مي كند، به عبارت ديگر، اگر شما تمام شرط لازم وقوع هـــــدف را برآورده سازيد به هدف دست مي يابيد.

نظرات آقای گلدرات در مورد هدف شرکت ها

 

چرا محدودیت مهمترین هدف است ؟

واضح است ، زیرا محدودیت تنظیم کننده نبض کل سیستم است . در شرکت این اهمیت ندارد که چقدر هر یک از افراد می توانند به سرعت کارشان را انجام دهند . زیرا که سیستم نمی تواند سریع تر از کند ترین جز آن حرکت کرده و به پیش برود وسرعت كندترين جزء، نرخ سرعت سیستم است . استحکام یک زنجیر به اندازه ضعیف ترین حلقه آن است این جمله دقیقا بازتابی از ابزار TOC است.

برای چه شناسایی محدودیت اولین گام است؟

بدین دلیل  است که Throughput یا  دستیافت  شرکت را محدود می کند . مدیریت محدودیت بر اهمیت محدودیت ها بیش از بهای تمام شده محصولات تاکید می کند . بدین معنا که هیچ رشدی به اندازه ي رشدي که از بهبود جریان مواد در فرایندهای مواد بدست می آید قابل توجه نیست . چرا بايد در پی کاهش قطره ای هزینه ها در همه جاي سيستم باشيم و تلاش کنیم برروی موضوعی کارکنیم که تا حد زیادی خارج از کنترل بوده و برای بدست آوردن در تحت کنترل درآوردن آن باید هزینه های زیادی را متقبل شد؟  برای بدست آوردن خاک طلا به پروسه بسیار گران قیمت تر و پیچیده تری نیاز دارید تا آنکه دنبال سنگ طلا باشید .

 معمولا شیوه های قطره ای کاهش هزینه دارای سیستم های گران قیمتی می باشند که همیشه به ازای 1 واحد دستاورد شما 2 واحد از دست داده­اید و به این امید هستید که با افزایش سرعت در جمع آوری قطره های هزینه آن را سودآور کنید ولی با افزایش سرعت دقت آن از دست می رود .

محدودیت ها در یکی از طبقات زیر قرار می گیرند:

-رفتاری

-مدیریتی

-ظرفیتی

-بازار

-لجستیک

و در یک دسته بندی دیگر در مبحث تولید میتوان به شکل زیر بیان شوند

 

  1. کیفیت تولید
  2. هزینه تولید
  3. اثر بخشی مهندسی تولید
  4. تهیه مواد
  5. برنامه ریزی و کنترل مواد
  6. بازار یابی

وابستگی رویدادها یا پیش نیازها:

یعنی یک رویداد یا یک سری از رویدادها حتما باید اتفاق بیافتد تا یک کار دیگر بتواند شروع شود رویداد پس آیند منوط به رویداد پیش نیاز است.

نوسانات آماری

برخی اطلاعات را می توان به شکل دقیق مشخص کرد ولی انواع دیگری از اطلاعات هستند که نمی توانیم به طور دقیق آن ها را پیش بینی کنیم . این نوع اطلاعات هر لحظه تغییر می کنند . آن ها تحت تأثیر نوسانات آماری هستند.

در تولید ، رویدادهای وابسته وجود دارند یعنی این که یک عملیات باید انجام شود تا عملیات بعد از آن اجرا شود .و انجام هر کار مراحلی دارد: ماشین الف باید مرحله اول را تمام کند تا کارگر ب مرحله دو را شروع کند .

سرعت هریک از مراحل تولید نوسان می کند سریعتر یا آهسته تر؛ اما اینکه یک مرحله از سرعت متوسط سریعتر کار انجام دهد با محدودیت روبرو است و تابعی از هریک از مراحلی است که قبل از آن در حال انجام کارند.

بنابراین هر مرحله در تند حرکت کردن دچار محدودیت است ؛ هم به خاطر سرعت خود آن مرحله و هم دیگر مراحل که در حال تولید هستند.

در یک کارخانه متوازن وقتی یک مرحله عقب می افتد هیچ ظرفیت اضافی ندارد که بتواند عقب افتادگی خودش را جبران کند.

تولید یک قطعه شامل 2 مرحله است: مرحله اول توسط کارگران و مرحله دوم توسط روبات انجام می گیرد و هر مرحله ظرفیت کار بر روی 25 قطعه را در هر ساعت دارد و مرحله دوم منوط به تکمیل کار در مرحله اول می باشد.

برای تولید 100قطعه  5  ساعت زمان نیاز داریم :

در مرحله اول قرار است 25 قطعه در هر ساعت تولید شود اما این به آن معنی نیست که آن ها همیشه سر یک ساعت 25 قطعه دارند بعضی وقت ها چند قطعه کمتر و بعضی وقت ها چند قطعه بیشتر از این مقدار تولید می کنند اما طی 4 ساعت این واحد باید مجموعا 100قطعه تولید کند.

 از طرف دیگر روبات در تولید محصول افت و خیز کمتری دارد و در هر ساعت دقیقا 25 قطعه تولید می کند نه بیشتر. روابط پیش نیازی هم وجود دارد چون تا ناقل مواد، قطعات را از واحد 1 نیاورد روبات نمی تواند جوشکاری را شروع کند پس روبات تا یک ساعت نمی تواند شروع به کار کند طبق جدول زیر این چیزی است که قرار است اتفاق بیافتد...

حل مسئله

طبق جدول زیر این چیزی است که قرار است اتفاق بیافتد...

اما بعد از انجام کار جدول به این شکل در می آید..

تمام محدودیت های نام برده شده  را مي توان به شكل زير تقسيم بندي كرد:
محدوديتهاي منابع داخلي؛
محدوديتهاي فروش و بازاريابي؛
محدوديتهاي خط مشي و سياستگذاري.

ماهیت محدودیت ها

محدودیت سیاسی : متداول ترین و کم هزینه ترین محدودیت هاست و به سیاست،قانون ومعیار اندازه گیری یا شرایطی است که رفتار سازمان را دیکته می کند،گفته می شود.

محدودیت منبع : این محدودیت نسبت به محدودیت سیاسی کمتر متداول است و شامل ماشین ها ، نیروی انسانی ، مهارت و بازار می شود.

محدودیت مواد : غیر متدوال ترین محدودیت است که مربوط به کمبود موادی است که در کوتاه مدت تامین آن دچار مشکل می شود.

تشخیص اینکه محدودیت موجود در تولید، کدام نوع محدودیت است ،عمده بحث این تئوری است.وظیفه مدیریت انتخاب و اجرای بهترین شیوه برای رسیدن به هدف است.

از دو مورد اول تحت عنوان محدوديتهاي فيزيكي و از مورد سوم تحت عنوان محــدوديتهاي خط مشي و مديريتي نام برده مي شود. شناخت و برطرف كردن محدوديتهاي فيزيكي آسانتر از محدوديتهاي سياسي مديريتي است. براي توضيح بيشتر محدوديتهاي فوق اگر فرض كنيم كه سازماني داراي 2 ماشين است كه اولي با ظرفيت 5 واحد و دومي با ظرفيت 3 واحد توليد مي كند و فروش نيز بايد 4 واحد در روز باشد ، ماشين دومي داراي محدوديت است ولي اگر در همين سيستم توليدي فروش روزانه 2 واحد باشد ، محدوديت فروش و بازاريابي ما را گرفتار كرده است و اگر طبق نظر مديريت بين دو ماشين تنها 2 واحد كالاي در جريان ساخت مجاز باشد داراي محدوديت خط مشي خواهيم بود . از آنجايي كه گلوگاهها ظرفيت حقيقي كارخانه را معين مي كنند، شناخت آنها اولين گام براي پذيرش تغييرات ناشي از تئوري محدوديتها خواهدبود.
همان طور كه قبلاً بيان شد تئوري محدوديتها داراي نگرش سيستمي است و به دنبال دستيابي به هدف يا اهداف سيستم است ، سيستم مجموعه اي از اجزاي به هم پيوسته است، بنابراين، محدوديت سيستم ضعيف ترين جزء آن است.

اصول کلیدی و زیربنایی :TOC

1.فرایندها / سازمان  ها به مانند یک زنجیر هستند

2.بهینه کردن کل سیستم یا کل فرایند در مقابل بهینه ساختن جزئی یا موضعی

3.علت و معلول

4.محدودیت های خط مشی و فیزیکی

5.اثر روی کل سیستم

سیستم های مدیریت TOC معمولا شامل عناصر ذیل است :

1. لجستیک / برنامه ریزی تفصیلی

2.اندازه گیری عملکرد

3. حل مسئله /فرایند تفکر

4.  مدیریت پروژه

5. سهم بازار

 

 

 

 

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
  • آخرین ویرایش در یکشنبه, 01 مرداد 1396 ساعت 14:12
  • اندازه قلم

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

3530830
بازدید امروز
بازدید دیروز
بازدید هفته جاری
بازدید ماه جاری
بازدید کل
965
5841
965
108632
3530830

آی‌پی شما: 54.198.134.32
امروز: یکشنبه، 28 آبان 1396 - ساعت: 06:08:21

آرشیو

« November 2017 »
Mon Tue Wed Thu Fri Sat Sun
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30      

ورود به سایت

درباره ما

HTML 5 وب سایت کافه مدیران در دی ماه سال 1392 توسط گروهی از متخصصین ایرانی...